تبليغاتX
گل سرخ

گل سرخ

گفتگو با خدا

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد .

گفتگو با خدا

 

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

خدا لبخند زد

وقت من ابدی است .

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟  

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

خدا پاسخ داد ...

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .  

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

زمان حال فراموش شان می شود .

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

بعد پرسیدم ...

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

اما می توان محبوب دیگران شد .

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

همیشه

اثری از ریتا استریکلند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم فروردین 1389ساعت 4:42  توسط حسین  | 

برج مسکونی به ارتفاع ۳ کیلومتر!

ایده‌ی کلی ساخت این برج از لانه‌ی موریانه ها الهام گرفته شده است!
تصور کنید در آینده‌ای نزدیک برجی مسکونی یا بهتر بگوییم شهری عمودی به ارتفاع بیش از سه کیلومتر با عرض پایه بیش از یک و نیم کیلومتر ساخته شود.جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر نیز در این برج ساکن خواهند شد.
ساخت این سازه عظیم به عنوان یکی از تازه ترین راهکار های بشر برای مقابله با افزایش جمعیت و پاسخی به این مشکل است.
ایده‌ی کلی ساخت این برج از لانه‌ی موریانه ها الهام گرفته شده است!

 


نام این برج Ultima Tower است.
Ultima Tower در یک نگاه:
ارتفاع: ۳۲۱۸٫۷ متر
قطر(همکف): ۱٫۸ کیلومتر
مساحت زمین: ۱۴ کیلومتر مربع
زیربنا: ۱۴۰ کیلومتر مربع
تعداد طبقات: ۵۰۰
جمعیت: یک میلیون نفر
سرعت آسانسور: ۶ متر بر ثانیه (۲۱ کیلومتر بر ساعت)
هزینه ساخت: ۱۵۰ میلیارد دلار

باز هم طبیعت منبع الهامی برای دانشمندان و مهندسان تبدیل شده است. در سراسر جهان از جمله دوبی و شرق دور برج های سر به فلک کشیده متعدد و زیبایی دیده می‌شوند که با استفاده از آخرین فناوری های روز ساختمان سازی طراحی و ساخته شده‌اند. البته ارتفاع این برج ها عمدتآ از ۴۰۰ یا ۵۰۰ متر تجاوز نمی‌کند. این برج استثنایی Ultima Tower نام دارد که طراحی و ساخت آن از سوی شرکت آمریکایی موسوم به Eugene Tsui مورد بررسی قرار گرفته است.
این سازه عظیم که با استفاده از مدرن ترین تکنیک های استاندارد ساختمان سازی و با توجه به معیار هایی نظیر مقاومت در برابر زمین لرزه و سیل ساخته خواهد شد بیش از آن که یک پروژه معماری باشد مجموعه‌ای از اکو سیستم ها البته در ابعاد کوچک است. این پروژه به صورت خودکار ایده هایی استثنایی در خصوص چگونگی تولید انرژی ، استفاده موثر از آب و مسائلی دیگر از جمله چگونگی حمل و نقل و جابجایی را مطرح می‌کند.
قرار است این برج با هزینه‌ای بالغ بر ۱۵۰ میلیارد دلار و در آینده‌ای نزدیک در نقطه‌ای که هنوز تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ نشده است ساخته شود ، اما به نظر می‌رسد با توجه به ادامه روند نگران کننده ازدیاد جمعیت این پروژه زودتر از تصورات مدیران شرکت آغاز به کار کند.

رفتن از طبقه همکف این برج به آخرین طبقه آن با آسانسور سریع السیر ۱۰ دقیقه طول می‌کشد!
شکل کلی این برج همچون لانه موریانه ها است که در کناره ها دیواره هایی با خمیدگی ملایم خواهد داشت.
همچنین برای خنک سازی این برج از روش هایی همچون استفاده از جریان آب و انتقال حرارت اضافی به سطوح فوقانی سازه و در نهایت انتقال آن به سطوح بالایی اتمسفر زمین استفاده خواهد شد.
گفته می‌شود تمامی سطح خارجی این سازه از صفحات خورشیدی پوشیده خواهد شد و از آن گذشته وجود اختلاف فشار هوا میان قسمت پایین و بالای برج کمک زیادی به تولید برق خواهد کرد. قرار است این برج در ۱۲۰ بخش مجزا که هر یک شامل چندین طبقه و اکو سیستم خاص خود است ساخته شود. همچنین انبار های بزرگ آبی در ۱۲ قسمت مجزای این سازه ساخته خواهد شد تا از آنها برای اطفای حریق استفاده شود.

منبع: http://www.tdrinc.com/ultima.html

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:20  توسط حسین  | 

اگر قرار بود ايراني ها سريال لاست را بسازند! (گم و گور شدگان!!!)

اگر قرار بود ايراني ها سريال لاست را بسازند!

قبل از هر چيزي بگويم كه عمرا صدا و سيما پول ساخت چنين سريالي را ندارد. اما فرض كنيد اگر اين سريال در ايران ساخته مي شد چه مي شد؟!
سيروس مقدم با 20 هزار تومان كار را شروع مي كرد.
مهماندار اعلام مي كند: مسافرين گرامي ببخشيد مزاحم شدم گويا ما در حال سقوط هستيم حالا همه با هم بلند و رسا شروع مي كنيم به خواندن دعا! عزيزاني كه حفظ نيستند در قسمت پشت صندلي جلوي شما نوشته شده خط ببرند...
بعد از سقوط در يكي از جزيره هاي ناشناخته خليج تا ابد فارس داستان شروع مي شود . خلاصه چند روزي كه از سقوط مي گذرد و مردم با محيط جزيره اشنا مي شوند كم كم در يك سمت ساحل يك عده ميوه فروشي ميزنند و اناناس مي فروشند! يك عده ي ديگر كنار ساحل پرده مي زنند و براي تماشا و شنا در دريا بليت مي فروشند... در اواسط سريال ناگهان افراد داخل جزيره متوجه مي شوند با چسباندن چند قطعه سفالي بهم مي توانند در زمان سفر كنند و دورهم مي نشينند و نوبتي در زمان سفر مي كنند!(خوب بيچاره ها تفريح ديگري كه ندارند) تا جايي كه خواجه حافظ هم به زمان حال مي ايد و حمام افتاب مي گيرد!
سريال احتمالا در 90 فصل ادامه پيدا مي كند و در قسمت اخر فصل 90 ناگهان همه متوجه مي شدند كه 100 بار بدي كردند و ديده اند ثمره اش را، به همين خاطر گل چيده و با روي گشاده و دهان گشاد به ديدن هم مي روند و دختر پسرهايي كه 89 فصل متوالي داخل اب نمك منتظر بودند بالاخره در سكانس اخر به هم مي رسند و معمولا براي بالا بردن حس و حال يك موسيقي سوزناك با صدايي شبيه به طوطي سرماخورده تنگ سكانس اخر مي گذارند. فرمول سريال سازي همين جا تمام نمي شود و حتما بايد دو بار قسمت اخر تكرار شود...
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 7:5  توسط حسین  | 

شهر هرت كجاست؟؟

شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیکاند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن وپیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت

شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن

شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری

شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه

شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی

شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی

شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه ...

شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر ر و دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن

شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی ..

شهر هرت جایی است که........

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 19:26  توسط حسین  | 

یک مسئله عجیب به نام تصویر ذهنی

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند.. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست. هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید نورمن وینست پیل
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:56  توسط حسین  | 

ماجرای جالب مرد مکزیکی و مرد آمریکایی

یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!
از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟
مکزیکى: مدت خیلى کمى !
آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه !
آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟
مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچه‌هام بازى میکنم!
با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم
به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !

آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر
ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد
اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى
ماهیگیرى دارى !

مکزیکى: خب! بعدش چى؟
آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به
مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى…. بعدش کارخونه راه
میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى… این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و
میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک… اونجاس که
دست به کارهاى مهمتر هم میزنى …

مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟
آمریکایى: پانزده تا بیست سال !
مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟
آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت
رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره !

مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟

آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که
میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى !
با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 13:7  توسط حسین  | 

هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناکند !!!

  • ثروت بدون زحمت
  •  

  • لذت بدون وجدان
  •  

  • دانش بدون شخصیت
  •  

  • تجارت بدون اخلاق
  •  

  • علم بدون انسانیت
  •  

  • عبادت بدون ایثار
  •  

  • سیاست بدون شرافت
  • + نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 9:36  توسط حسین  | 

    فرض کنید دو گاو دارید : آنوقت . . .

    سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

    کمونیسم: دو گاو دارید.دولت هر دوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

    فاشیسم: دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

    کاپیتالیسم: دو گاو دارید.هر دوی آن ها را می دوشید.شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

    نازیسم: دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کندو هر دو گاو را می گیرد.

    آنارشیسم: دو گاو دارید.گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

    سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

    آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

    دولت مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

    بوروکراسی: دو گاو دارید.برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

    سازمان ملل: دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

    ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

    رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

    متحجریسم:دو گاو دارید. زشت است گاو ماده را بدوشید.

    فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

    پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

    لیبرالیسم:دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

    دمکراسی مطلق: دو گاو دارید.از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.

    سکولاریسم: دوگاو دارید پس نیازی به ... نیست.

    ایمان به خدا: دو گاو دارید: به خوراک و جا و نیاز هایشان می رسید........ شیرشان را هم می دوشید..............آب قاطی اش نمی کنید...................... هم خودتان مصرف می کنید ...... هم مراعات همسایه ها را می کنید
    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 1:6  توسط حسین  | 

    هارپ ( HAARP ) سلاح جدید آمریکا !!!

    استيلاجويي ابرقدرت‌هاي دنيا امروزه بر فضا، صرفاً به فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي خلاصه نمي‌شود، بلكه واقعيتي است كه هم اكنون در قالب طرح‌هاي مختلف در حال تحقق يافتن است. «هارپ» كه نمونه‌اي از يكي از طرح‌هاي پنهاني وزارت دفاع آمريكا است، نمادي بارز از عيني شدن انديشه‌هايي است كه هنوز هم براي عموم مردم به مثابه افسانه‌هايي خيالي مي‌ماند.  
     بحث‌هايي كه اخيراً با همكاري سازمان ملل متحد درباره «گرم شدن دماي زمين» صورت پذيرفته، اگرچه از اهميت خاصي برخوردار است، اما تنها ترسيم‌كننده تصويري جزئي و مبهم از تغييرات جوي مي‌باشد. جداي از تأثيرات و پيامدهاي انتشارگازهاي گلخانه‌اي و تأثير بر لايه ازن، هم اينك وضعيت جوي كره زمين، در حال تبديل شدن به دستمايه‌اي براي شكل‌گيراي گذشته، دستكاري و كني نسل جديدي از سلاح‌هاي پيشرفته و غيرمتعارف است. در دهه‌هترل بر اوضاع جوي زمين، در دستوركار دولت‌هاي آمريكا و روسيه قرار گرفته است كه شاهد موفقيت‌هايي هم در اين زمينه بوده‌ايم.
    در ايالات متحده، اين هدف در سايه برنامه‌اي تحقيقاتي موسوم به هارپ (HAARP) كه بخشي از پروژه نظامي جنگ ستارگان اين كشور محسوب مي‌شود، در حال تكميل شدن است. شواهد جديد علمي حكايت از آن دارد كه اين برنامه‌ها، هم‌اكنون به طور كامل به مرحله بهره‌برداري رسيده و به نحوي بالقوه، توانايي ايجاد سيل، خشكسالي، توفان و زلزله را دارد. از منظر نظامي، هارپ را مي‌توان سلاحي كشتار جمعي دانست كه مي‌تواند به مثابه ابزاري براي بي‌ثبات نمودن نظام‌هاي كشاورزي و الگوهاي اكولوژيكي مناطق مختلف كره زمين محسوب شود.
    اگرچه هيچ شاهدي مبني بر استفاده از اين تكنولوژي ويرانگر توسط دولت آمريكا وجود ندارد، اما مسلماً سازمان ملل متحد بايستي به موازات پرداختن به تأثيرات جوي گازهاي گلخانه‌اي، به موضوع و پيامدهاي اين سلاح مرگبار زيست محيطي نيز توجه نمايد.
    جنگ جوي
    دكتر «روسالي برتل» دانشمند برجسته جهاني، در اين باره، قاطعانه مي‌گويد:
    «دانشمندان نظامي دولت ايالات متحده با پرداختن به الگوها و نظام‌هاي جوي، در پي دستيابي به سلاحي بالقوه‌اند. از جمله شيوه‌هاي اين برنامه، مي‌توان به تقويت جريان توفان‌ها، تغيير مسير جريان‌هاي جوي با هدف خلق سيل‌هايي هدف‌دار و يا دامن زدن به خشكسالي در مناطق مورد نظرشان اشاره نمود.»
    در دهه 1970، «برژنسكي» مشاور اسبق امنيت ملي آمريكا در كتاب خود با عنوان «بين دو عصر» در اين باره اين گونه پيش‌بيني نمود: «تكنولوژي در آينده در اختيار رهبران دولت‌هاي بزرگ قرار مي‌گيرد و توسل به شيوه‌هايي از جنگ‌هاي پنهاني كه نيازمند حداقل نيروي انساني است، جايگاهي خاص پيدا خواهد كرد كه از جمله اين گونه شيوه‌ها، مي‌توان به دستكاري‌ها و تغييرات تعمدي جوي اشاره نمود كه مي‌تواند به خلق مثلاً  دوره‌هايي بلندمدت از خشكسالي و يا ايجاد توفان دامن زند.»
    هارپ چيست؟
    اين پروژه مشترك نيروي هوايي، دريايي و سازمان‌ ناساي آمريكا است و در حقيقت، بخشي از نسل جديد سلاح‌هاي پيشرفته اين كشور محسوب مي‌شود. اين پروژه، متشكل از سيستمي از آنتن‌هاي ...


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 11:25  توسط حسین  | 

    شرایط مختلف ازدواج در استانهای مختلف کشور

    ۱-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

    *داشتن باشگاه بدنسازی
     
    *داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

    *داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

    *بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
     
    *نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
     
     
    2-شهر تبریز شرایط عبارتند از:
     
    *تلفظ حرف ق

    *ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!
     
    *دانستن جواب مسئله 2X۲ از لحاظ مختلف
     
    *بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران

    *داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن
     
    *کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

     
    3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
     
    *توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک
     
    *توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
     
    *داشتن مزرعه خشخاش
     
    *آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی
     
    *دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
     
     
    4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
     
    *داشتن رو حیه مهمان نوازی!

    *داشتن روحیه مهمان نوازی!
     
    *داشتن روحیه مهمان نوازی!

    *.......
     
     
    5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:

    *نداشتن چشم طمع به برادر همسر!

    *توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!

    *[...] و [...]
     
     
    ۶-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
     
    *خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
     
    *دست و دلباز بودن
     
    *داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی

    *ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
     
    *راستگویی و صداقت!!!
     
     
    ۷-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:
     
    *توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

    *نداشتن سیبیل
     
    *تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

    *نداشتن سابقه دعوا و قلدری

    *نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
     
     
    8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

    *کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

    *پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

    *نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون
     
    *نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل â€"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

    *داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

     

    ۹-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

    *توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
     
    *آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا

    *نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی
     
    *ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

     
    10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
     
    *داشتن تنها دو دوست دختر
     
    *آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....

    *داشتن روحیه جوانمردی

    *مرد بودن!
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 16:56  توسط حسین  |